تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
439
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
بارى تعالى - بنا بر مذهب متكلمين كه مىگويند مقدورات بارى تعالى غير متناهى است - « 1 » به اين معنى كه خداوند مدام خلق مىكند و خلاصه اين چنين در محاكمات گفته شده است كه انقسام جسم غير متناهى لا يقفى است . « 2 » محقق دوانى « 3 » به او اعتراض كرده است به اينكه : عدم تناهى انقسام را مثل عدد فرض كردن در وهم ظاهر است ، ولى در عقل درست نيست ؛ زيرا عدم تناهى انقسام در عقل مثل عدد نيست ، بلكه همان غير متناهى است كه ادلهء بطلان تسلسل در آن جارى است ؛ زيرا عقل زمانى كه براى جسم اجزاء غير متناهيه فرض كند - بلكه براى هر يك از اجزاء ، اجزاء غير متناهيه فرض كند - جميع اجزاء غير متناهيه را دفعةً واحده فرض كرده است و آن ظاهر است ؛ چون عقل بر احاطه پيدا كردن بر غير متناهى قدرت دارد . بلى وهم از چنين احاطهاى عاجز است ، زيرا او بايد صور جزئيه را ادراك كند . شايد باعث اين تفسيرى كه از صاحب محاكمات نقل شد ، دفع ايرادى باشد كه ورود آن بر حكما مترائى است و آن اين است كه بين جزء تحليلى و جزء تركيبى در مقدار ، آن چيزى كه جسم از آن تركب پيدا مىكند و يا به سوى آن منحل مىشود ، فرقى نيست ؛ زيرا ما قطعاً مىدانيم مركب از ذراعى و ذراعى ، دو ذراع مىشود ؛ چنان كه چيزى كه به دو ذراع منحل مىشود ، دو ذراع بوده كه به يكديگر متصل بودهاند . وقتى اين مطلب - كه بين جزء تركيبى و جزء تحليلى در مقدارِ « ما يتركّب منه او ينحل إليه »
--> ( 1 ) - شرح مواقف ، ج 8 ، ص 58 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 101 . ( 2 ) - محاكمات ، ضمن شرح اشارات ، ج 2 ، ص 8 . ( 3 ) - جلال الدين محمد بن سعد دوانى كازرونى - كه نسبش به محمد بن ابى بكر مىرسد - حكيمى است فاضل و متكلمى است كامل ، محقق مدقق ، شاعر ماهر كه در تمام علوم متداوله ، خصوصاً در معقول ، دستى توانا داشت و مرجع استفادهء اكابر و از مشاهير علما و حكماى زمان ابو سعيد تيمورى به شمار مىرفت . وى در اوايل شافعى مذهب بود و پس از آن به تشيّع گرويد . از تأليفات وى است : افعال العباد ، الزوراء ، شرح تهذيب المنطق ، شرح العقائد العضدية ، نور الهداية ، و انموذج العلوم ، شرح هياكل النور سهروردى ، حاشيه بر شرح تجريد قوشچى ، اخلاق جلالى و اثبات الواجب . وى در سال 907 يا 918 ق . درگذشت .